نوستالژی آن سالهای ابری ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

از بیضایی چیز زیادی ندیده ام جز فیلمنامه فیلم روز واقعه , فیلم سگ کشی , و تئاتر ِ مجلس شبیه...

ولی بسیار و بسیار شنیده و خوانده ام از استادیش و تبحرش .از آنچه که ازو دیدم فقط از بخشهایی از روز واقعه خوشم آمد . و بقیه , آنچنان به دلم ننشست که بتوانم او را با آنچه بدان منتسبش می کنند مقایسه کنم . شاید بخاطر همین تعریفهایی که  از او می خوانم و می شنوم , سطح توقعم بالا رفته است . چند شب پیش مجلس شبیه.... را ازو دیدم , اگر حساب تئاتر عشق آباد ِ میرباقری را جدا کنم که به نظرم کم نظیر است - یکی از تئاترهای خوبی بود که دیدم .

راستش من به تیاتر حرفه ای نمی نگرم برایم تئاتر 3 جنبه دارد : یکی بازی بازیگران است که چقدر مرا جذب کند, دیگری دیالوگ ها ست ,که چقدر با ذهنیتم سازگار باشد و ماندگار شود و در آخر حس ِ کلی ای است که از تیاتر در من القا می شود که فکر کنم بر می گردد به ترکیبی از کارگردانی و طراحی صحنه و نور پردازی و... که چون دیدی حرفه ای ندارم نمی توانم خوب آنها را از هم تفکیک کنم .

 مجلس شبیه , حس خوبی را در من القا کرد و از بازی بعضی از بازیگرانش بسیار خوشم امد از جمله علی عمرانی . ولی به بجز یک صحنه از نمایش دیالوگش برایم اصلا جذاب نبود - صحنه خداحافظی استاد با روانشناس -  توقعم از بیضایی این بود که با توجه به موضوعی که انتخاب کرده و پرداخته بود دیالوگهایش را کمی ماندگار تر می نگاشت .

صحنه هایی بود که تماشاگر را خیلی اذیت می کرد ,دقیقا می خواست و هدفش این بود که اعصاب و حواس تماشاگر را همراه موسیقی شلوغ و دیالوگهای تلخ و تند و مبهم به هم بریزد , می خواست ما را هم در حس شخصیتهای اصلی نمایشش شریک کند . برای من که حس استاد و همسرش , حس آشنایی بود ,لحظات بسیار عذاب آور و شاید غیر قابل تحملی بود .

مشکلی که با سگ کشی نیز داشتم , اینجا نیز داشتم  : بعضی نتیجه گیری های جانبی که شاید ربط زیادی به روند داستان نداشته باشد . میل زیاد بیضایی به سیاه نمایی به نظرم کمی افراطی است.

ولی بخش اعظم اینکه نسبت به نمایشش حس خوبی داشتم , موضوع آن و تلاشش بود که وارد روابط درونی و شخصی این افراد بشود . افرادی که من بسیاری از آنها را از نزدیک دیده ام و حتی حسشان را دیده ام ,ترسها و کابوسهایشان را دیده ام .دیده ام کسانی را که تسلیم شده اند و کسانی که ادامه داده اند ,کسانی را که باخته اند و کسانی را که پیروز شده اند ... سالهایی را یادم آورد که دور برم پر از این آدمها بود . آدمهایی که دیگربعضی شان نیستند . می توانستند باشند ,اگر می خواستند ! سالهای سختی بود ,آن سالهای ابری ...

صرف نظر از اعتراض جزئی که با بخش هایی از نمایش دارم ولی همت و تلاش بیضایی را که این جدال درونی  و عذاب آور  این نوع خانواده ها و مشکلاتشان را جلوی دید مان قرار می دهد باید بسیار ارج نهم.

 

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
ye doost

سلام دوست عزيز ما براي كسب درآمد از اينترنت محيطي شفاف و ساده برايتان مهيا نموده ايم .....خسته نباشين ...مطالب جالب و جديدي رو در مورد تنها راه(( قانوني ))کسب درآمد از اينترنت در (ايران ) توسط يک سايت فرهنگي و3شرکت بزرگ ايراني باحمايت کليه بانکهاي سيستم طرح شتاب..... که موفق به راه اندازي سيستم بازاريابي شبکه اي جالبي شده اند....و شماميتوانيد از هر نظر به آن اطمينان داشته باشيد ...را نوشته ام...... فرصتهاي مناسب در زندگي به ندرت پيش ميايند.....شانسي که شايد ديگر سراغ شما نيايد!!!!!! با بهترين آرزوها...