بدرود سیدِخندان<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

وقت خداحافظی رسید , هشت سال از آشناییمان گذشت. خوشحالم و بسیار خوشحالم که این هشت سال درون عمر من قرار گرفت . این دمِ آخری بغض کرده ام .خاطرات تلخ و شیرینِ این سالها  آنقدر زیاد است که گویی این هشت سال قرنی گذشته است . می دانم که بر تو قرنی گذشت .  

با تو خندیدیم,برتو خندیدیم

با تو گریستیم برتو گریستیم

با تو بپا خاستیم ,بر تو بپاخاستیم

با تو آمدیم,از تو بالا رفتیم

نمک خوردیم و نمکدان شکستیم

ایستاده ام و در چهره ات می خوانم غم این دوران را , کاش نمی رفتی و می ماندی! ولی نه, اگر مجبور نبودی که بِروی آنوقت قَدرت را نمی دانستیم . برو , که با اشک آمدی و خندان می روی . این خود حیث مفصل رنجهایت است . خداحافظی چه سخت است ,کاش...؟!

 

 

حکیمان گفته اند: "آنجا که زیبایی ست بِشکوهی ست"

چو دانستم تو را ,دیدم که بِشکوهی که زیبایی

 

چو از دانایی و داد و خِرَد , دادِ سخن دادی

مرنج ار در چنین عهدی, فراموش ِ بعمدایی

ندانیم و ندانستند قَدرت را و می دانند ,

هنر سنجانِ فرداها که تو فردی و فردایی

 

بزرگا ! بخردا ! رادا ! به دانایی که می شاید

اگر بر ناتوانی های این خّردان ببخشایی

 

شفیعی کدکنی

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
امین

محمد جان نه من، نه تو و نه هیچ کس دیگه 8 سال پیش فکر نمی کرد که هشت سال بعد قراره اینجوری بشه من هنوز هم نتونستم این مسئله رو هضم کنم. حالا میخواستم بدونم به نظر تو نقش خاتمی در این اتفاق چه جوری بوده. من نظرم رو پیشاپیش میگم : خاتمی چی کار با این ملت کرد که احمدی نژاد رو ترجیح دادن. بزرگترین خیانت خاتمی، تحویل دادن اعتماد ملت به احمدی نژاده