خیانت , بخش اول حرفهای کلی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

"... ابدا قانونی وجود ندارد؛ شاه یگانه فردی است که قدرت تعیین مقدرات قانونی را دارد, به هر نحو که دلش می خواهد با مردم رفتار می کند... "

سیدجمال الدین اسدآبادی

 

در تاریخ خوشبختانه یا بدبختانه نچندان کوتاه و کم حادثه ما همیشه این شاهان و وزیران و دولتمردان ما بوده اند که " خیانت " کرده اند . چه آن موقع که کشور را بذل و بخشش می کردند و چه آن موقع که نفت و ذخایر ملی را به هوسی یا درحال مستی می سپردند به آنچه اجنبی می خواندند .

ولی این خیانت چیست؟ می خواهم کمی بر روی این واژه تآمل کنم . تلاشم را می کنم تا روشن و واضح حرف بزنم.

جز این است که این رعیت از اول تاریخ پذیرفته بودند که شاهی داشته باشند تا برایشان تصمیم بگیرد . و آن شاه همه هویت آنها نیز بود . هر وقت خواست جنگ کرد , هر وقت خواست غارت کرد, هروقت خواست بخشید, هروقت خواست ... و به تنها چیزی که توجه نمی کرد همین رعایا بود. می توانیم بگوییم شاهان همه ظالم بودند , عیاش بودند, دیکتاتور بودند,بی عرضه بودند و... ولی من در اینکه آنها را خائن بنامم شک دارم . خیانت وقتی معنا دارد که پیمانی باشد . و این پیمان باید چند طرفه یا حد اقل دو طرفه باشد , پیمان یک طرفه از پایه بی اساس است . واقعیت این است من هیچ پیمان دو طرفه ای بین آنچه مردم خوانده می شوند و آنچه حاکم نامیده می شود تا زمان مشروطیت نمی بینم. که به آن خیانت شده باشد. ( توجه کنید گفتم پیمان دو طرفه ,وگرنه همه خوب می دانیم که متون مذهبی ما سفارشات زیادی دارند.  بخصوص نهج البلاغه در نامه امام علی به مالک که به وظیفه متقابل مردم و حاکم به طور مشخص می پردازد . و می بینیم که آنجا نیز یک پیمانی یک طرفه است که امام خود و منصوبینش را به آن مقید می کند .) در جریان مشروطیت برای اولین بار مفهوم دولت-ملت مطرح شد و حقوقی خواسته شد و قانون اساسی ای نوشته شد . این برای اولین بار بود که سندی تصویب شد و مردم و حکومت هر دو پذیرفتندَش .

به نظرم از این به بعد حرف زدن درباره خیانت  موضوعیت دارد . البته می توان بر پایه همین سند به گذشته برگشت و عملکرد شاهان را سنجید و مثلا گفت چون حاکمان وظیفه حفظ تمامیت ارضی را دارند پس شاهان قاجار خاثن بودند . ولی من این قراردادها را عطف به ماسبق نمی دانم .

حال اگر بخواهیم بعد از مشروطیت نیز به بررسی عملکرد دولت (همان حاکمان قدیم) بپردازیم باید همه را خائن بنامیم . چرا که همیشه اصولی از قرارداد ما بین دولت و ملت بوده که دولت انجام نداده و به وظیفه اش عمل نکرده , پس این پیمانی که حالا دو طرفه شده از سوی دولت خوب اجرا نشده . ولی اینجا نیز من در اطلاق لفظ خائن کمی تأمل می کنم. به نظرم باید به چند نکته توجه کنیم . اولا : کِی می توانیم بگوییم دولتی خیانت کرد؟ اگر فقط به یکی از وظایفش عمل نکرد ؟ یا دو تا؟ویا بیشتر ... کِی ؟ همانطور که می بینیم جواب دقیقی نمی شود داد . هر کسی در جامعه ممکن است اجرا نشدن یکی از اصول قانون اساسی را خیانت بداند . پس شاید بتوان گفت امری سلیقه ایست و سلیقه ی جمعی بسیار تأثیر گذار است .

ثانیا : خیانت امری تقریبا نسبی است (تقریبا ,چون ممکن است در بعضی حوزه ها مطلق باشد) . مردم به خائن و غیر و خائن تقسیم نمی شوند .بلکه هستند کسانی که نه خائنند و نه غیر خائن .

ثالثا: همانطور که گفته شد ما یک رابطه دو سویه داریم که یک سرش دولت قرار دارد و یک سرش ملت . و هردو وظایفی دارند . پس اگر می شود به دولتی خائن گفت ,به ملتی نیز میتوان خائن گفت؟

بیشترین تردیدم در بکار بردن خیانت همین بخش سوم است. از زمان مشروطیت که حقوقی ما بین دولت و ملت به رسمیت شمرده شد. این مردم بوده اند که همیشه از دولتها طلبکار بوده اند . شاید ذات ملت این است که باید از دولتها طلبکار باشد , ولی حقیقت این است که وقتی که قراردادی یسته می شود به همان میزان که دولتها مسئولند ,ملت نیز مسئول است . همانطور که دولت موظف به رشد ملت است ملت نیز موظف به رشد دولت است. کمی به خودمان نگاه کنیم , چند درصد از ما وظائف شهروندی خود را کامل انجام می دهیم . از طرف دیگر بزرگترین اشتباهات تاریخی را پس از مشروطیت همین مردم انجام دادند . در این صد سال اخیر , سه دولتمرد داشتیم که , اصلاح طلب و دموکرات بودند که  به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط همین مردم به زیر کشیده شدند و جالب اینجاست بعد از هرکدام از آنها فضای کشور بسته شد و همین مردمی که تا چند وقت پیش بر علیه این سه تن شعار می دادند , حالا افسوس اشتباهشان را می خوردند .

مفهوم خیانتی که خواستم بیان کنم وابسته به قرارداد ( قانون ) است.  ترجیح خود من این است  که از این واژه تا حد ممکن کم استفاده کنم . چون بیشتر از آنکه مفهومی را برساند کاربردِ تبلیغی دارد , همه ما مردم یاد گرفته ایم زود قضاوت کنیم و سریع حکم صادر کنیم . ولی من برای چسباندن واژه هایی چون  خیانت  به افراد اول به آن سه موردی که ذکر کردم فکر میکنم . کمی هم احتیاج به زمان داریم , زمان برای ما حقایق زیادی را روشن می کند.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
...

به نظرم باز خيلی خوب قضيه رو باز کرده بودی اما نفهميدم این مايی که ميگی زود قضاوت ميکنيم و نياز به زمان داريم چه ادمايی هستن. اکثر ادمايی که می بينيم زود قضاوت ميکنن اونايی نیستن که با گذشت زمان حقایق زیادی براشون روشن بشه.... به نظرم بیشتر فراموش میشه... البته باز همه چیز بر می گرده به مقدار اون زمانی که میگی باید سپری بشه... یه نسل دیگه ؛شاید؛ بهتر بتونه نظر بده...نمی دونم.