بعضی وقتها یک چیزایی با یک بار خواندن آنچنان اثری روی آدم می زاره که  هیچ وقت یادش نمی ره اون رو خونده. پارسال همچین روزایی  یکی از این نوشته ها رو خوندم. گرچه فکر می کنم خیلی بیشتر از یکسال ازش گذشته ولی واقعیت اینه که یک سال از انتخابات ریاست جمهوری گذشت. همه ی اتفاقات این یکساله برایم خیلی زود گذشت ولی این یکی مثله اینه که یک قرن گذشته. بگذریم، نمیدونم کیارستمی چه شکلی و چگونه نوشته بود که تو این یکسال هرگز این نوشته اش رو فراموش نکردم. امسال دوباره تو سایت خوابگرد پیداش کردم . گذاشتمش تا شما هم دوباره بخونید، نمی دونم حس ِ من را دارید یا نه. ولی پیشنهاد می کنم برای خواندن دو کار بکنید: اول سعی کنید بخاطر بیارین سال قبل این موقع چه خبری بوده, فضای اون موقع رو تجسم کنید،(حرف ها , مقاله ها، فحشها،اشکها و لبخندها) یک جور تجدید خاطره . دومم اینکه تا آخر،نوشته را بخوانید.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

روزگار غريبی‌ست آقای احمدی‌نژاد

 پسرم وقتی ۵ساله بود روزی مشغول خوردن بيسکويت بود، دوستی از او بيسکويت خواست و من هم از او خواستم که بيسکويتی به من بدهد. اما بهمن يک بيسکويت بيش‌تر نداشت. بلاتکليف به هر دوی ما نگاه کرد که تنها بيسکويتش را به کدام يک از ما دهد. دوست من مشکل را ساده کرد و به او گفت: "بيسکويت را به کسی بده که بيش‌تر دوستش داری." بهمن نگاهی به هر دوی ما انداخت  و به من گفت: " بابا من تو را بيش‌تر دوست دارم اما دلم می‌خواهد بيسکويتم را به او بدهم." هنوز نمی‌دانم آن روز، آن بيست چند سال پيش در ذهن پسر ۵ساله‌ام چه گذشت که بيسکويتش را به آن ديگری داد، که کم‌تر از من دوستش می‌داشت. ولی من دليلی دارم که چرا رأی‌ام را به ديگری خواهم داد.
آقای احمدی‌نژاد، برای من دلايل بسيار ساده‌ای وجود دارد که تو را بيش‌تر از او دوست دارم. تو برای من يادآور سال
۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغيير زندگی مردم مفاهيمی انتزاعی نبودند؛ چيزهای طبيعی و جزيياتی زنده از روحيه و عملکرد ميليون‌ها جوان معتقد و سالم و راستگويی بودند که می‌خواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقه‌ی محروم جامعه شرايط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بيست و چند سال نگاه که می‌کنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک می‌کنم. تو هم‌چنان بی‌دروغ «ما»ی سال ۵۷را زنده می‌کنی. من تو را دوست دارم چون نمی‌توانم به خودم راست نگويم که می‌دانم آن‌چه می‌گويی راست می‌گويی. اين واقعيت است که در جهان کنونی قله‌های ثروت با دست‌اندازی به پله‌های قدرت جايی برای رشد مردم باقی نمی‌گذارند.
در اين ميان، آقای احمدی‌نژاد اما چيزی وجود دارد که تو را در دنيای
۲۰۰۵ ما وصله‌ی ناجور می‌کند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن می‌خوری که از دنيايی چنين آرمان‌باخته و بازيگر، افسرده شوی. دنيايی که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزيی از اين دنيا هستيم. دنيا شرايط دشواری برای برای بازي راستگويان آفريده است اما هم‌جنسان قادرند دست يکديگر را بخوانند و...
دوست عزيز، به‌سادگی بگويم ما نمی‌توانيم خود را در سال
۵۷ متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصميم‌گيرندگان بازی کنونی نيستيم. تو درست‌تر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پيچيده‌ی سياستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعده‌های بازی اين جهان را آموخته باشد."
برای همين من رأی‌ام را به کسی می‌دهم که او را کم‌تر از تو دوست دارم اما کسی توانمندتر از تو در درک .اقعيت‌های امروز زندگی است. همه‌ی اميدم آن است که او لااقل اين‌بار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راه‌اند. پس گوشه‌چشمی به طبقه‌ی محروم داشته باشد و به سلامت اداره‌ی جامعه بها دهد. دوست عزيز من، تا کنون دو بار رأی داده‌ام و هر دو بار پشيمان. اين بار با آمادگی بيش‌تر بار ديگر پای صندوق رأی خواهم رفت و اما رآی‌ام را به ديگری خواهم داد که او را به اندازه‌ی تو دوست نمی‌دارم. روزگار غريبی است برادر.

/ 2 نظر / 7 بازدید
عليرضا

عالی بود، دستت درد نکنه. ولی ۲ تا سوال برام پيش آمد. اول از همه اگه آقای کيارستمی که خيلی هم خرش ميره از هر دو رائیش ناراحته آيا واقعا اينقدر خوشبيين هست که فکر ميکنه تا سه نشه بازی نشه؟؟؟؟؟ تازه ۲ دوره آقای خاتمی به همه نشان داد قدرت واقعی در دست رهبر هست. پس چطور افراد با شعوری مثل آقای کيارستمی بيخودی خودشونو گول ميزنن و فکر ميکنن فرقی هم ميکنه که کی رئيس جمهور هست. البته نمیدونم شاید أقای کیارستمی از طرفدارهای رژیم جمهوری اسلامی هست و حاضره حتی با دروغ و هر نامردی دیگه این نظام سراپا بمونه. به نظر من همانطور که اوساما بن لادن بهترین چهره وهابیهای عربستان هست، آقای احمدی نژاد هم مناسبترین رئیس جمهور رژیم حاضر هست. با اين حال دست شما عزيزان در نکنه که واقعا آينده ايران دست شما هست.

محمد

ای برادر نا اميد نباش.برعکس تو من فکر می کنم ۸سال رياست خاتمی نشان داد که قدرت واقعی دست رهبر هم نيست..بحث سر اين موضوع زياده که خاتمی خوب عمل کرد يا بد.خيانت کرد يا نه. قبلن هم من کمی اينج روده درازی کردم. اگه حالش را داشتم و ويرم گرفت بازم می کنم. شخصان من آدمی اميدوار و خوش بين هستم . در مورد احمدی نژاد هم بر خلاف تو که او نو مناسبترين ريس جمهور رژيم ناميدی من مناسبترين ريس جمهور ملت می نامم. و فرق است بین این و آن!چون فکر می کنم لياقتمان بيشتر از اين نيست. می توانستيم کس بهتری داشته باشيم اگر می خواستيم. ولی از آنجا که ما آدمهايی خوش اشتها هستيمُ آش را با جاش می خواهيم. هم می خواهيم رای ندهيم تا افتخار اين داشته باشيم که شناسنامه مان با مهر اين رژيم اخ و تف وفلان کثيف نشه. هم می خواهيم تو سينی بهمون بهترين وضعيت ممکن را تعارف کنن. اينم نتيجش. آدم هايی هم مثل کيارستمی را بدن به چوب بر ژا دارنده اين رژيم تکفير می کنيم. واقعن ما چه ملتی هستيم؟اگه اين رژيم بده ُ اگه ريس جمهورمون بده .ممکن خودمون بد باشيم. برای يه دفعه بريم جلوی آينه به خودمون نگاه کنيم. ببينيم نبايد کمی هم به خودمون فحش بديم.