در روزهای آخر اسفند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کوچ ِ بنفشه های مهاجر،

زیباست

 

در نیم روزِ روشن اسفند،

وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد،

در اطلس شمیم، بهاران،

با خاک و ریشه

                -میهن سیارشان-

در جعبه های کوچک چوبی،

در گوشه خیابان می آورند:

 

جوی هزار زمزمه در من،

می جوشد:

 

   ای کاش...

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

(در جعبه های خاک)

یک روز می توانست،

همراه خوبشتن ببرد در هر کجا که خواست.

در روشنای باران،در آفتاب پاک.

 

شفیعی کدکنی

 

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
Sahar

من نمی دونم....شاید قرار بوده فقط يه سال بنويسي... اميدوارم قبل از رفتنت به نوشتن ادامه بدی!