مخلفات

دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥

 

حرفهای زیادی داشتم به زنم. حداقل دو یادداشت دیگه می خواستم در مورد مسائل تازه خاورمیانه بنویسم و به خیالِ خودم ،نشان بدم بی تفاوت نیستم. ولی چه فایده. حالم از خودمم بهم می خوره جز اینکه بشینم و اینجا چیزه بیخودی بنویسم ،کاره دیگه ای نمی کنم. این موج وحشی گری انسانی ، تمامی نداره. عطش کشتن و تجاوز قرار نیست کسی رو سیر کنه! یه چیزی زیر گلوم رو گرفته ،داره خفم می کنه. تو این دنیا انگار کسی نیست بداد لبنان برسه.  اسراییل هرکی رو بکشه حق شه. راستش به مسئله اسرائیل اینجا که می رسه ، خوشحال میشم که ایرانی ام. خوشحال میشم که جزو معدود کشورهایی هستیم که با اسراییل رودربایستی نداره. کاری به سیاستهای احمقانه کشورم ندارم. ولی از این کشورهای عربی عق ام میگیره. انگار نه انگار بغل دستشون چه خبره. کشورهای اروپایی هم که به اندازه کافی وقیحن ، حتما باید اسراییل شصت هفتاد نفر رو تو قانا بکشه، تازه بیان بگن متأسفیم، این کلمه متأسفانه چی رو قراره بگه . واقعا از چی متأسفن ؟ اینکه تو این دو سه هفته لال بودن چیزی بگن یا اینکه خجالت میکشن به اسراییل بگن بالای چشمت ابرو ِ اینا که تا دیروز مخالف آتش بس بودن، فکر نمی کردن اگه جلوی این ارتش وحشی رو اگه نگیرن این اتفاق میفته. چرا خوب می دونستن چرا هنوز از دادن یه قطعنامه بر علیه اسراییل طفره میرن. گاهی فکر میکنم ادم باید یه هواپیما سوار شه بزنه به برجاشون تا خالی بشه.خیلی عصبانیم!

من حزب الله رو نمی شناسم، نه مرامنامشه  خوندم، نه می دونم تو لبنان واقعن چیکار میکنه. ولی هر وقت می بینم چطور حال اسراییل رو میگیره ، خوشحال میشم. دست خودمم نیست. ولی الان واقعن دچار مشکل شدم. دلم می خواد بهم بگین ، تعریف تون از تروریسم چیه؟ تروریست کیه؟

محمد
 

[ خانه| آرشيو |

خانه
آرشيو

پرشين‌بلاگ