مخلفات

سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤

 

آن لحظه ها جوانی ِ ما بود

آن لحظه ها که روح، در آن ها

مثلِ نگاهِ آهمی کوهی

بر دشت و بر گریوه رها بود.

 

 

آن لحظه ها که با دو سه شبنامه و سرود

می شد به جنگِ صاعقه ها رفت

آن لحظه ها جوانیِ ما بود.

 

 

آن لحظه های بیشه بیدار

زیبا و پر شکوه و شکیبا

آن لحظه ها که زندگی ِ ما

در در چَرا به چون و چِرا بود.

 

 

زان لحظه ها چه گونه توانیم

جز با درود و تلخی ِ بدرود

                             یاد کرد

آن لحظه ها که خوب ترین ها

از سالهای عمر، خدا بود.

 

 

آن لحظه ها ،جوانی ما بود.

 

 

شفیعی کدکنی

 

محمد
 

[ خانه| آرشيو |

خانه
آرشيو

پرشين‌بلاگ