مخلفات

پنجشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٤

 

یک-   نقلست که {بایزید بسطامی} گفت: مردی در راه حج پیشم آمد ،گفت ، کجا میروی ، گفتم به حج. گفت : چه داری ، گفتم: دویست درم، گفت: بیا بمن ده که صاحب عیالم و هفت بار گرد من در گِرد که حج تو اینست ، گفت: چنان کردم و بازگشتم.

 

دو-  در راه خدا دو کعبه آمد حاصل

     یک کعبه صورت است و یک کعبه دل

     تا بتوانی زیارت دلها کن

     کافزون ز هزار کعبه آمد یک دل

 

سه-  از چند روز پیش در و دیوار خا نه های کوچه مان را با پارچه نوشته هایی پوشانده اند که بدانیم و آگاه باشیم: حاج آقا فلانی و حاجیه خانم فلانی از سفر حج برگشتند و تبریک واین حرفها. متن نوشته شده بر روی پارچه ها همه یکی است .دیروز هم حاجی و حاجیه آمدند و سه گوسفند برایشان قربونی شد. و فریاد هایی که صلوات می فرستادند. راستش هنوز نفهمیدم چه لزومی دارد بقیه آدمها بفهمند که کسی رفته به مکه . زیارت کعبه را برای خودش انجام داده یا برای ما . اگه بخوام کمی صریح تر هم بگویم من حتی لزوم رفتن به مکه را هم درک نمی کنم . سالی میلیونها نفر از مسلمانهای دنیا به مکه می روند که چه را نشان بدهند؟اقتدار و عظمت و شکوه و... خودمان را گول نزنیم چه کشکی و چه دوغی .اینکه عقب مانده ترین و مرتجع ترین حکومتها و ملتها از آن ماست ، شکوه و عظمت شد.  مکه رفتن در بهترین صورتش بصورت یک سنت برایمان در آمده .هرگز نمی فهمیم که چرا باید این سفر را انجام دهیم. وگرنه این همه جاجی و حاجیه در طول تاریخ داشتیم فرض اصلی هم اینه که همگی رفتند تا مسلمانی شان را کامل کنند. چند نفرشان بعد از اینکه برگشتند دروغ نگفتند ،ربا نخوردند و ندادند. مسلمانی به نمازو روزه و دعا و اینها کامل نمیشه.

 می توانیم یک نگاه توریستی داشته باشیم ، با کعبه و مساجد و قبرستانها و ... آنها را به مثابه ی بنا ها ی تاریخی نگاه نگاه کنیم ، مثل تخت جمشید، برج ایفل  یا چه میدونم دیوار چین شاید این قانع کننده تر باشد. منم اگه روزی رفتم فکر کنم فقط بخاطر لذتی است که از تاریخ می برم؛ آنچه که از کذشتگان مانده. دست خودم نیست که هیچ توجیه مذهبی را نمی پذیرم وقتی روزانه می خوانم و می بینم آدمهایی که خودفروشی میکنند، مادر و پدری که بچه های خود را می فروشند،بچه های کم سن سالی که فال حافظ می فروشند و هزارها و هزار ها کارهای دیگری که فقط بخاطر فقر و جهل آدمها در این کشور اتفاق می افتد .

این اگر میل ما آدمها به تظاهر کردن و خودنمایی نیست پس چیه؟ حتما که نباید پولدار بودن و سیگارکشیدن و بی قید بودن و ... را به نمایش همگانی گذاشت و افتخار کرد . بعضی ها هم میل دارند مذهبی بودنشان را نمایش دهند . این چه مذهبی است که هنوز نتونسته ما را آدم کند؟ تو چه نیازی داری که بگی رفتی حج یا اون مهمونات چه نیازی دارند که سه تا گوسفند براشون قربونی می کنی ؟ تا حالا شبی بوده که گرسنگی کشیده باشند؟

 

 

محمد
 

[ خانه| آرشيو |

خانه
آرشيو

پرشين‌بلاگ