مخلفات

یکشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٤

 

رأی بدهيم ؟

 

هر چه به موعد انتخابات نزديک می شويم , دغدغه های سياسی- اجتماعی ام بيشتر می شود. هرروز بيشتر از روز قبل آدم ها يا اتفاقاتی را می بينم که به نحوی به انتخابات ويا بطور کلی آينده کشور مربوط می باشد.

زمان انتخابات شوراهای دوم نيز يادم است با دوستانم خيلی بحث کردم که چرا در انتخابات شرکت می کنم ! گرچه نتيجه ای نداشت و انتخابات در شهرهای بزرگ به شدت توسط مردم تحريم شد . بعد از آنهم ديدم کسانی را که پشيمانند از رای ندادن خود و همچنين کسانی که خشنودند . گرچه بعيد می دانم الان کسی بتواند  اين ادعا را بکند که تحريم آن انتحابات قدم بزرگی در راه رسيدن به خواسته هايش بوده است . چون به نظرم بازنده اصلی آن انتخابات خود مردم بودند.

انتخابات مجلس را من خود شرکت نکردم دو دليل هم داشتم يکی اينکه با توجه به رد صلاحيت ها هيچ گزينه ای برای انتخاب کردن نداشتم ,دوم اينکه مطمئن بودم آن انتخابات نيز با توجه به مسايلی که پيش آمده بود توسط اکثر مردم تحريم می شود . اين دليل آخری برای انتخابات شوراها نيز صادق بود ,ولی در آن( انتخابات شوراها) شرکت کردم چون آنرا آزادترين انتخابات دوران زندگی ام می دانستم.

اما انتخابات رياست جمهوری کمی فرق می کند ,نه می توان آنرا آزاد ناميد و نه غير آزاد . گرچه از مدتها پيش تصميم خود را برای رای دادن گرفته بودم به دلايلی که خواهم گفت ولی نمی دانم , اگر معين نيز نمی آمد آيا باز هم رای می دادم يا نه؟

در آغاز يک نکته برايم مهم است که بگويم . و آن اينکه چيز هايی از قبيل حفظ نظام و مقابله با دشمنهای پيدا و نهان هيچ مفهومی برايم ندارد . نظر من اين است که: با اينکه پايداری يک نظام به ميزان مقبوليت آن است ولی اين مقبوليت اصلا از روی  تعداد شرکت کنندگان در انتخابات قابل تشخيص نيست . بلکه رای دهندگان در موقع رای دادن می بايست فقط به فايده رايشان برای خود بينديشند . اينکه شرکت در انتخابات نشان دهنده مشروعيت نظام باشد را من امری جانبی می دانم. ( بله در شرايطی خاص می توان از اين حربه برای از مقبوليت انداختن و يا حفظ مقبوليت نظام استفاده کرد .) هر انتخابی برای من جدا از همه  اين شعارها است . سعی می کنم هر انتخابی را به عنوان يک تاکتيک نگاه کنم که در مقطع خاصی کاربرد دارد ولی در راستای هدف شخصی ام است که در ذهم دارم . دوست دارم بقيه نيز اينگونه به انتخابات مخصوصا در شرايط حال جامعه ما – که شرايط گذار است – نگاه کنند .

گزينه های پيش رويمان يکی تحريم انتخابات است و ديگری  شرکت کردن.

من با تحريم اين انتخابات با توجه به مجموع شرايط تا حالا مخالفم . تحريم کنندگان انتخاب را من به سه دسته تقسيم می کنند يکی کسانی که می خواهند عملی اجتماعی انجام دهند و اعتراضی بکنند چه منفعلانه و چه فعالانه , ديگری کسانی هستند که به نظرم در هر چارچوب و نظامی قرار گيرند رای نمی دهند , درواقع برايشان فرقی نمی کند که چه اتفاقی در جريان است و اصولا آدمای خنثی جامعه هستند که در هر کشوری هم هستند و دسته آخر کسانی هستند که من تا حدودی به آنها حق می دهم ولی باز معتقدم برای آنها نيز شرکت در اين انتخابات مفيدتر از تحريم آن است . در این جا روی صحبتم با گروه اول است و سعی می کنم اگر توانستم کمی هم در مورد گروه سوم صحبت کنم .

تحريم انتخابات در صورتی مفيد است که هدفی داشته باشيم و بستری که بتوانيم در آن به هدفمان برسيم. من اين دو را در اين مقطع زمانی نمی بينم . اکثر افرادی که به خيل تحريم کنندگان انتخابات می پيوندند در واقع از بی هدفی است .آنها در بهترين شرايط می دانند که چه نمی خواهند  ولی نمی دانند که چه می خواهند .بيشتر آنها خواسته هايی دارند که امکان تحققش برای هرکسی چه پوزيسيون باشد و چه اپوزيسيون در اين جامعه نا ممکن است و ربط زيادی به نظام موجود ندارد . بلکه هر نظامی هم که باشد باز همين آش است و همين کاسه. گفتم در بهترين شرايط اينگونه اند ,چون بسياری از آنان حتی نمی دانند چه را نمی خواهند . آنها فقط اعتراض دارند حالا به چه؟ را اصلا نمی شود از حرفهايشان فهميد . اگرم فرض کنيم که اکثر تحرميان هدفی مشترک داشته باشند ولی برايم روشن نيست از فردای انتخابات چگونه  خواهند توانست به هدفشان برسند , در جامعه ما هنوز نهاد های مدنی يا شکل نگرفته اند يا آنقدر قوی نشده اند تا توانايی آن را داشته باشند تا از پتانسيلهای اجتماعی استفاده کنند . برايم اصلا روشن نيست که برنامه تحريميان چيست ؟ درواقع ترسی هم دارم آن هم اين است که چون تحريميان  نمی توانند از  پتانسيل  تحريم استفاده کنند , رويکرد به خارج بينشان تقويت شود .آنگاه است که يا دولت بعدی بايد پشت هم به خارجيان امتيازبدهد  ويا تحريم اقتصادی و جنگ غيره در انتظارمان است که در هردو حال بيشترين ضرر را خود مردم می کنند . برای همين هم با توجه به کليه شرايط و آزادی حداقلی که در اين انتخابات وجود دارد . تحريم را امری عقلی نمی بينم . در واقع هيچ آلترناتيوی  کم هزينه تر و مفيدتر از ادامه  مسيری که در اين هشت سال پيموده شده نمی بينم.

همه ی اينها يک طرف بحث است طرف ديگر اين است که ببينيم چه کسانی تا حالا از تحريم مردم سود برده اند . واقعا بايد اين ارزيابی را بکنيم و ببينيم با تحريم دوانتخابات گذشته چقدر سود کرده ايم و چقدر ضرر ؟ از اينکه ما با عدم شرکت خود کسانی را سر کار آورديم , راضی هستيم يا نه؟ آيا اهدافمان از تحريم تأمين شده است ؟

بنظرم يه نکته را نيز بايد برای خودمان روشن کنيم (البته اگر می خواهيم رای دهيم ) تا بعدها حسرت نخوريم. و آن اينکه از رای مان چه انتظاری داريم .آيا واقعا انتظار معجزه داريم ,انتظار داريم که راهی را که بقيه جوامع قرنها پيموده اند ما 4 ساله و يا 8 ساله بپيماييم . فکر کنم بايد کمی بينديشيم .

جامعه دور و برمان را بهتر بشناسيم , ببينيم اين جامعه توانايی چقدر تغيير را دارد ؟خودمان واقعا حاضريم چقدر هزينه بدهيم برای رايی که داده ايم ؟ خودمان را چقدر می توانيم اصلاح کنيم؟ وووو  فکر ميکنيم حالا که رای داديم کاری بسيار بزرگ و طاقت فرسايی انجام داديم ,خسته شده ايم و حالا بايد استراحت کنيم ونظاره کنيم  منتخبمان  چگونه انتظارات ريز و درشت ما را برآورده می کند , بعدم اگر نتوانست برآورده کند شروع می کنيم به غر زدن و فحش دادن که عرضه نداشت و... . اين به نظرم نکته مهمی است که برای اينکه 4 ساله بعد مأيوس و نااميد از رايمان نشويم . ببينيم با توجه به اين جامعه ای که در آن زندگی می کنيم و آدمهايی که در آن هستن (  فقط برای نمونه لحظه ای رانندگی خودمان به ياد بياوريم , که به هيچ قاعده و قانونی ملزم نيستيم و در عين حال همش در حال بد گفتن از رانندگی بقيه هستيم – اين خصلت ماست - )  ,انتظار چه کاری را از رايمان داريم. آيا واقعا ما ارزش آن معجزه ای که مورد انتظارمان است را داريم . خيلی حرفهای ديگر هم داشتم ولی ثفريبا حرفی را که می خواستم بزنم را گفتم .

 

محمد
 

[ خانه| آرشيو |

خانه
آرشيو

پرشين‌بلاگ